خودروسازها راهبرد ندارند

خودروسازها راهبرد ندارند

17 بازدید
دسته بندی : اقتصادی,خودرو,اقتصادی,خودرو

بنابراین وضعیت فعلی نباید از دریچه خودروساز بودن نگریسته شود چون در همه صنایع دولتی وضعیت چنین است در صورتی که اگر فی المثل بخش خصوصی اداره سایپا یا ایران خودرو را بر عهده می‌گرفت سرنوشت این دو خودروساز و محصولات آنها کاملاً با وضعیت امروز متفاوت بود چون در آن صورت ایران خودرو و سایپا به شکل واقعی احساس رقابت می‌کردند بنابراین با تنوع محصولات و کیفیت سعی می‌کردند نظر مصرف کننده را به سمت خود جلب کنند و حتی وقتی که محصولی از محصول دیگر گران‌تر بود این گرانی معطوف به دلایل کیفی، آپشن‌ها و قابلیت‌های واقعی آنها بود . بدین جهت مشتری ریشه‌های منطقی آن گرانی را کاملاً حس می‌کرد و بنابراین راضی بود برای رسیدن به محصولی بهتر، هزینه بیشتری هم صرف کند اما توجه کنید آیا در شرایط فعلی فروش خودرو در ایران از سوی خودروسازها این استانداردها مراعات می‌شود و شفافیت در برخورد با مصرف کننده به چشم می‌آید؟ با فرض خصوصی بودن این دو خودروساز دیگر نیازی به کنترل قیمت نیست چون خودروساز خصوصی به شکل واقعی نیازمند مشتری است بنابراین این وابستگی اجازه نمی‌دهد که خارج از قاعده قیمت را
بالا ببرد.
اما درباره این پرسش که سهم سیاستگذار به عنوان نهاد بالادستی و بنگاهدار به عنوان خودروساز در چالش‌های خودروسازها چقدر است باید گفت اصلاً تفکیکی در این باره نمی‌توان قائل شد به خاطر این که اساساً خودروسازهای داخلی وجه بنگاهی ندارند و نمی‌توان خودروسازهای کشور را با بنگاه‌های بخش خصوصی مقایسه کرد. وقتی دولت مدیر این بنگاه‌ها را تعیین می‌کند و اقتضائات سیاسی در این باره تعیین کننده است در آن صورت بنگاهدار و سیاستگذار یکی است در حالی که آنچه در بخش خصوصی مطرح است قابلیت‌ها و کارآمدی‌های تخصصی، مدیریتی و فنی است. از همین رو می‌بینیم که در بخش دولتی زیان پنهان ابراز نمی‌شود و با رانت پوشانده می‌شود اما بخش خصوصی از این رانت برخوردار نیست بنابراین نمی‌تواند به تداوم بنگاه زیان ده فکر کند، یعنی یا آن بنگاه کنار می‌رود یا این که به این فکر می‌کند که در کارکردها، روش‌ها، تعریف و تولید محصول و بازاریابی چه نوآوری‌ها و اصلاحاتی انجام دهد که در نهایت بنگاه از زیان دهی خارج شود اما به خاطر وجود رانت در بخش دولتی عملاً احساس نیاز به این تقلاها و نوآوری‌ها حس نمی‌شود.
نتیجه این رویکرد در خودروسازی این است که شما قطعات را به صورت CKD از خارج وارد می‌کنید و به همدیگر وصل می‌کنید و بخشی را در طول زمان داخلی‌سازی هم می‌کنید بدون این که راهبرد و استراتژی برای خلق محصول وجود داشته باشد و شما می‌بینید آنچه در این خودروسازی تولید می‌شود هیچ ریشه، گذشته و آینده‌ای ندارد و حتی در بازتولید همان محصولی که ریشه داخلی ندارد هم با چالش‌های متعددی روبه‌رو هستیم. پرسش این است که آیا می‌توان اسم این وضعیت را خودروسازی گذاشت؟

اخبار بیشتر